خدا ! خودت هوامون رو داشته باش
دچاریعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک, دچار آبی دریای بیکران باشد
آدرس وب جدیدم: http://www.sheitoonak-m.blogfa.com/ آدرس وب جدیدم: http://www.sheitoonak-m.blogfa.com/ یه روزبا هزارتا امید و آرزو اومدم اینجا... واسه اینکه تنها نباشم...تو اومدی .... آروم وبی صدا.... از عشق گفتی...از دوست داشتن.... از با هم بودن.... من.........................باور کردم...... منی که تشنه ی عشق ومحبت بودم...منی که جز صداقت وراستی و پاکی چیزی رو بلد نبودم.... تو از عشق گفتی...... آمدی ...دستانم رو گرفتی... ومن یک قدم از زمین دور شدم... خوشحال بودم....... اما یک روز دیگه خبری ازت نشد... صدات زدم......... اما جوابی نشنیدم..... رفتی... بی خبر.... التماس کردم... برگشتی ... اما کاش هیچوقت برنمیگشتی.... من به امید اینکه تو مواظبم هستی قدم قدم.. بالا رفتم... اما یک لحظه برگشتم و دیدم...تو خیلی وقته رفتی..... افتادم........................................................................................................ خیلی درد داشت ...التماس کردم برنگشتی...هیچی فایده نداشت... تو قلب نداشتی.... امروز...این آخرین جای وصالمون هم تعطیل میشه.. من همه ی پاکی ها رو فراموش کردم و میخوام به اوج هوس و کثافت بودن برسم... همین امروز با هرپسری که تو راه میدیم دوست شدم... من مثل شیشه بودم و تو مثل سنگ..... شکستم... با تمام وجود.. من غرورم و واست شکستم و تو بیرحمانه غرورت رو به رخم کشیدی... دنیا کوچیکه..خیلی کوچیک............. خدانگهدار. من از حرفه جدایی ها برگه آشنایی ها من از میلاد تلخه بی وفایی ها غريبه، اگر مي خواهي به خواب من بيايي نامم را که صدا مي کني، کمي آرامتر بگذار تا پسين فردا با خيال خوش تو ميان روياهاي شيرينم دست و پا زنم از من نگير اين لحظه هاي دلخوشي را نگذار حتي خواب ديدن تو برايم عقده شود ... يادت مي آيد حرفي را که زدي؟ گفتي مي روم ... گهگداري شايد به خوابت بيايم ... تو را به آرزوي ديدنم نزديک کنم لااقل همين وعده را برايم بگذار غريبه، به خاطر خدا همش از تو یادگاره توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمیزاره یاد حرف های قشنگت که تو قلبم لونه میکرد یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه میکرد میزنه آتیش به جونم پس کجایی مهربونم؟ آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم دل من هواتو کرده آخ کجایی نازنینم کاشکی بودی و میدی بی تو من تنها ترینم... توی این بازی که ساختی من همه هستیمو باختم زیر پات گذاشتی آخر عشقی که من از تو ساختم اگه تو دوستم نداشتی از دلم خبر نداشتی دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی میزنه آتیش به جونم... پس کجایی مهربونم؟؟ دل من هواتو کرده پس کجایی نازنینم میشینم منتظر اینجا تا تو برگردی دوباره تابشینی پای حرف هام بریم تا ماه و ستاره میدونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره یه روزی دل شکستم... سر این کوچه میمیره میزنه آتیش به جونم.. پس کجایی مهربونم.................................................... پی نوشت: ببخشم..... میدونم ایندفعه تقصیر منه... ولی بزرگی کن و ببخش..... من سکوتم را از اوراق سپید اموخته ام. آیا سکوت روشن ترین واژه ها نیست؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام. آیا مرگ خونسردترین واژه ها نیست؟ تاچشم گشودم از چشم زندگی افتادم. شبی ـشاید امشب ـ زیر نور یک واژه خواهم نشست نام خونسرد معشوقه ام را بر حواس پنجگانه ام خال خواهم کوفت. و همزمان پایین آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت: پایان پی نوشت: گفت فردا میام میبینمت... خوشحال شدم... پرواز کردم به اوج... باورم نمیشد.. میخواستم جیغ بزنم... تا بعد از ظهر هرچی زنگ زدم... خانم پشت گوشی گفت: شماره اشتباه میباشد... رفتم کلی خرید کردم ... کلی خوشحال بودم... تو مترو بودم اس داد: فردا میرم ماموریت..................................................... وسط مترو زدم زیر گریه... حتی بهم زنگ نزد............ خیلی چرت و پرت بهش گفتم ... گفتم ازت بدم میاد... بعد زدن این حرف به دماغم نگاه کردم.. تا اون ور دنیا رفت.... دروغ بزرگی بود.. اما ... ِآخر شب اس دادم: هنوزم دوستیم؟؟ جواب داد: نه.... شب خوش...بای... گریه؟؟ زاری؟؟ مردم.... برای اولین بار مرگ رو حس کردم.. بازم جواب نمیده.. دیگه به جواب ندادن هاش عادت کردم... به شکسته شدن دلم عادت نکردم. این روزها که میگذرد، جور دیگرم دیگر دلم برای تو پرپر نمیزند یار ما بیرحم یاری بوده است عشق او با صعب کاری بوده است لطف او نسبت بمن این یک دو سال گر شماری یک دو باری بوده است تا به غایت ما هنر پنداشتیم عاشقی خود عیب و عاری بوده است لیلی و مجنون به هم میبوده اند پیش از این خوش روزگاری بوده است میشنیدم من که این وحشی کسی است او عجب بی اعتباری بوده است ........................................................................................ یک همدم و همنفس ندارم میمیرم و هیچ کس ندارم گویند بگیر دامن وصل میخواهم و دسترس ندارم دارم هوس و نمیدهد دست آن نیست که این هوس ندارم گفتی گله ای ز ما نداری دارم گله از تو، پس ندارم؟ وحشی نروم به خواب راحت تا تکیه به خار و خس ندارم باز من ديوانه ام، مستم باز مي لرزد، دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ هاي، نپريشي صفاي زلفكم را، دست و آبرويم را نريزي، دل اي نخورده مست لحظهي ديدار نزديك است تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بودتنگ بلوري دلت درست مث دل من کلي لبش پريده بود همش پره ترک بود وقتي که عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي توقعت فقط يکم عاشقي و نوازش و کمک بود چه روزا که با هم ديگه مسابقه گذاشتيم که رو گل کدوممون قايق شاپرک بود؟ تقويم که از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد راستش دلم خونه ترديد و هراس و شک بود ديگه نه از تو خبري بود و نه از آرزوهات قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدک بود يادم مياد روزي رو که هوا گرفته بود و اشکاي سرخ آسمون آروم و نم نمک بود تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي عاشقيمون يه بازي شايد الک دولک بود نه باورم نميشه که تو اينو گفته باشي کسي که تا ديروز برام تو گل دنيا تک بود قصه با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت کسي که رو زخماي قلبم مث نمک بود... .............................................................................. یک لحظه طول می کشه تا از کسی خوشت بیاد , یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشی یک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی کمتر از یک ماه طول می کشه که عاشق یکی بشی اما یک عمر طول می کشه تا فراموشش کنی . روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه ميرن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس . . . . اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلط باختم جان در هوای او، غلط کردم، غلط عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم، عبث ساختم جان را فدای او، غلط کردم، غلط دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم، خطا سوختم خود را برای او، غلط کردم، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش، بد بود، بد جان که دادم در هوای او، غلط کردم، غلط همچو وحشی رفت جانم در هوایش، حیف، حیف خو گرفتم با جفای او، غلط کردم، غلط عشق یعنی؟ عشق یعنی انتظار یعنی سراب عشق یعنی دیدن رویا و خواب عشق یعنی غصه و غم در دلت عشق یعنی کاش می شد هم دلت عشق یعنی سوختن هم ساختن عشق یعنی خواهش دل باختن عشق یعنی زندگی با او و بس در هوایش روز و شب خاموش و بس عشق یعنی در تمنای وصال روز و شب باشی برایش جان نثار عشق یعنی یک تبسم یک نگاه کن تماشایش ولی با عشق و آه عشق یعنی آرزو در دل کشی روز و شب را با خیالش سر خوشی عشق یعنی بی قراری و بی کسی زندگی با یک بغل دلواپسی عشق یعنی این دلم کم طاقت است با وجودش بی قراری عادت است عشق یعنی بین جفا و هیچ گو عشق یعنی کن وفا و هیچ جو عشق یعنی گفتن ای کاشها با خیالش بودن اندر خوابها عشق یعنی صبر کردن سوختن در رهش دیوانه وار افروختن عشق یعنی او اگر چیزی نگفت تو بگویی راز دل را هم نخست عشق یعنی این دلم بیچاره است در رهش هر روز و شب آواره است عشق یعنی گر رسیدی سوی او کن فدا جان را فقط در راه او عقل: دوسش داری؟ دل: آره... ع: احساس نمی کنی سرد شده؟ د: احساس می کنم. ع: خوب پس... د: دوسش دارم ع: خری؟ د: آره... ع: نمی خوای بمیری؟ د: نه حالا حالا ها جا دارم... ع: چرا هیچ وقت نخواستی بفهمی؟ د: دوسش دارم.... ع: جواب سئوالم این نبود... د: خوب دوسش دارم... ع: خوب واسه ی چی؟ د: چون مهرش اینجاست ع:همین؟ د: آره همین... ع: فکر می کنم داری کمرنگ میشی د: نه نمی زارم ع: من که دارم چند ساله می بینمت.... د: کمرنگ بشم خاموش نمیشم... ع: واقعا؟ د: آره... ع: می دونی تو این دوره زمونه دیگه کسی به دل محل نمیده عقله که میگه این باشه یا اون... د: خوب حالا که من هستم پس از این خیالا نکن... ع: پیر شدی دل بس نیست؟ ع: حساس بودنت منم داره اذیت می کنه.... د: عذابشم شیرینه ع: اما نه واسه من... ع: تا کی ؟ هاااا ع: بدبخت همه فهمیدن یه جو غرورم تو ذاتت نیست ع:همه فهمیدن ساده ای... ع: ته این ماجرا چیه؟ ع: آروم می خوای بمیری نه؟ د:.......... ع: جوابمو ندادی؟ د: دوسش دارم... ع: اه بس کن...حالمو داری از این جمله های تکراری بهم می زنی د: نمیزاره بمیرم.... ع: مشکلت فهمیدنه ع: بسوز که سزاوارته... ع: دوران توهم بالاخره تموم میشه منــــم صبر می کنم... فقط صبر... ................................................................................................................................. ۱-سلام...... ۲- تاحالا شده آبروتون پیش عقلتون بره؟؟؟؟ آبروی دل من رفت.... یه بار فقط یه بار به دلم اعتماد کردم.. بازم پرو پرو دست بردار نیست..... ۳-راستی مطلب بالایی رو از وبلاگ نیلوفرانه برداشتم و از مهرداد عزیز تشکر میکنم گفتم: دوسته دوست!!!! گفت: تا کجا؟؟!! گفتم: دوستی که تا نداره! گفت: تا مرگ؟؟؟ خندیدم وگفتم: من که گفتم تا نداره! گفت :باشه ..... تا پس از مرگ! گفتم:نه نه نه..... تا نداره! گفت:قبول..... تا اونجا که همه دوباره زنده میشند... یعنی زندگی پس از مرگ...تا بهشت ...تا جهنم...تا هرجا که باشه من و تو بازم با هم دوستیم؟؟؟ گفتم: تو براش تا هرجا که دلت میخواد تا بزار.... اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا... اما من اصلا براش تا نمیزارم! نگاهش کردم... باور نمیکرد.....میدونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه.... دوستی بدون تا رو نمیفهمید!!! اون رفت..... میدونستم دوستی من تا نداره.....اما دوستی اون تا داره!!!! از برای خاطر اغیار خوارم میکنی من چه کردم کاینچنین بی اعتبارم میکنی؟ روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو گر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی گر نمیایم به سوی بزمت از شرمندگی است زانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم میکنی گر بدانی حال من، گریان شوی بی اختیار ای که منع گریه ی بی اختیارم میکنی گفته ای، تدبیر کارت میکنم وحشی منال رفت کار از دست، کی تدبیر کارم میکنی؟ سلام...... نمیدونم چرا انقدر دلم گرفته.... دلم تنگه..... تا حالا شده یه چیزی واست محال باشه ولی با تمام وجود آرزوی اتفاقش رو بکنی؟؟؟ حال الان من اینه.... نمیدونم چرا هر شعری که از بافقی میخونم حال منو وصف میکنه؟!!! کاش یه غول چراغ جادو میومد و میگفت هر آرزویی داری بگو.... منم میگفتم: کاش برگرده...................................... میرفت و منش گرفته دامن بر دست میگفت دگر بار به خوابم بینی پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست!!!! سلام به دوستهای گلم.... امروز حالم خیلی خوبه!!!!(یعنی تظاهر میکنم که خیلی خوبه) انقدر امروز بچه های دانشگاه رو خندوندم که حالشون داشت بد میشت.....!!! دیگه کل بچه ها با من حال میکردند و کلی با همه رفیق شدم!!!! نه تنها با بچه های خودمون...کلی با سال بالایی ها رفیق شدم!!!! ارتباط اجتماعی در سطح جام جهانی!!! زندگی خیلی خیلی خوبه .....ولی یه حس تنها بودن همیشه باهامه....کاش بود. دیگه اینکه درس هام خیلی زیاد شده... اصلا فکر نمیکردم انقدر درسهام سنگین شه!!!! دیگه..... فعلا :یا حق!!!! نیستیم از دروی ات با داغ حرمان، نیستیم دل پشیمان است، لیکن ما پشیمان نیستیم گرچه از دل میرود عشق به جان آمیخته با وجود این وداع صعب، گریان نیستیم گو جراحت کهنه شو، ما از علاج آسوده ایم درد گو مارا بکش، در فکر درمان نیستیم آنچه مارا خوار میکرد، آن محبت بود و رفت گو به چشم آن مبین مارا که ما آن نیستیم ما سپر انداختیم، اینک حریف عشق نیست طبل برگشتن بزن، ما مرد میدان نیستیم یوسف دیگر به دست آریم وحشی قحط نیست ما مگر در مصر، یعنی شهر کاشان نیستیم پی نوشت: ۱- اول سلام........................... ۲-سلام همیشه حرمت داره... به من از بچگی یاد دادن ۲چیز هست که باید حرمتش رو نگه داشت... یکی سلام ... یکی نون و نمک.... وقتی به کسی سلام میکنی... اون آدم با بقیه واست فرق داشته باشه... وقتی با یکی سر یه سفره یا میز چیزی میخوری... باید با بقیه واست فرق کنه!!! ۲-چند وقته افتادم تو کار وحشی بافقی..... نمیدونم چرا انقدر شعر هاش به دلم میشینه و قلب شکسته ام رو جلا میده..... حس کامل شعر هاش رو درک میکنم... ۳- فعلا بای تا های!!!!!!!!!!!!!!!! یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد مدتی رفتیم و او یکبار یاد ما نکرد مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر است گرچه هرگز یاد ما حوری نژاد ما نکرد بر سر صد راه داد ما به گوش او رسید یک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاد او گذاری بر دل خاکی نهاد ما نکرد اعتماد ما یکی صد شد به وحشی زین غزل کیست کو صد آفرین بر اعتقاد ما نکرد؟ سلام سلام سلام..................... انقدر سرم شلوغ شده که وقت وب گردی هم ندارم!!! اول از همه اگه بهتون سر نمیزنم : به بزرگی خودتون ببخشید!!! شما خوبید؟؟؟؟ من که عالی ام..... چند روز که اتفاق های خوب خوب ولم نمیکنند!!!!! این یکی ۲ هفته دانشگاه به اندازه چند سال بزرگترم کرد.... شاید دانشگاه اونجایی که فکر میکردم نبود ولی از اینکه الان دانشجو شدم و سر کلاس خیلی از استادها میشینم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشحالم!!! بعضی از آدم ها انقدر فرهیخته اند که وقتی ۱ساعت برات حرف میزنند فکر میکنی یه سال بزرگتر شدی!!! اما درسهام خیلی سخت و سنگین شده!!!! یکی از درسها رو که از الان خودم رو افتاده حساب میکنم!!! پی نوشت: ۱-باید از رضای عزیز واقعا تشکر کنم که این چند وقته خیلی هوام رو داشت..... دادشی ایشالله به هر چی میخوای و هر کی میخوای(نازلی خانوم) برسی!!!! ۲-سمانه جان ممنونم واسه همه ی دلواپس بودن ها وسرزنش کردن هات!!!! کاش میدونستی که مسائل گاهی قابل پیشبینی نیستند.... اگرچه قابل پیشگیری هستند... آدم ها اشتباه میکنند و این اشتباه ها ما رو میسازه.... درسته که من هنوز پشیمون نیستم ولی اگه خیلی دوستم داری ...دعا کن پشیمون بشم تا هیچ موقع دیگه تو زندگی این اشتباه رو تکرار نکنم!!! ۳-وقتی دل کسی رو شکستی یه میخ بکوب رو دیوار.... وقتی از دلش درآوردی میخ رو دربیار.... درسته که میخ رو در آوردی ولی همیشه جاش رو دیوار میمونه..... ۳-با قلبی پر از میخ چطور مطورید؟؟؟؟!!!!!!!!!!! من که عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ام!!!! تموم شد!!!!! همهی آپ های قدیمی رو فراموش کنید....من دوباره متولد شدم!! یادم بمونه با کسی دوست شم که قلبش اونقدر بزرگ باشه که برای ورود به قلبش مجبور نشم خودم رو کوچیک کنم و..................... یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/ طلب عشق زهربی سرو پایی نکنیم!!! دیروز یه شعر از وحشی بافقی گذاشتم(دوستن شرح پریشانی من گوش کنید...).... حالا ادامه اون شعر رو میزارم.... وصف حال من است شدید... چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دلارای دگر چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهد بود پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی است حرمت مدعی و حرمت من هر دو یکی است قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو یکیست نغمه ی بلبل و غوغای زغن هر دو یکیست این ندانسته که قدر همه یکسان نبود زاغ را مرتبه ی مرغ خوش الحان نبود چون چنین است پی کار دگر باشم به چند روزی پی دلدار دگر باشم به عندلیب گل رخسار دگر باشم به مرغ خوش نغمه ی گلزار دگر باشم به نو گلی کو که شوم بلبل دستان سازش سازم از تازه جوانان چمن ممتازش آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست میتوان یافت که بر دل زمنش باری هست از من و بندگی من اگرش عاری هست بفروشد که به هرگوشه خریداری هست به وفاداری من نیست در این شهر کسی بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی مدتی در ره عشق تو دویدیم، بس است راه صد بادیه ی درد بریدیم، بس است قدم از راه طلب باز کشیدیدم، بس است اول و آخر این مرحله دیدیم، بس است بعد از این ما و سر کوی دلارای دگر با غزالی به غزل خوانی و غوغای دگر تو مپندار که مهر از دل محزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود وین محبت به صد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این برود، چون نرود چند کس از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود ای پسر چند به کام دگرانت بینم سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم مایه ی عیش مدام دگرانت بینم ساقی مجلس عام دگرانت بینم تو چه دانی که شدی یار چه بیباکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند یار این طایفه ی خانه بر انداز مباش از تو حیف است، به این طایفه دمساز مباش میشوی شهره، به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغا باز مباش به که مشغول به این شغل نسازی خود را این نه کاری است، مبادا که ببازی خود را در کمین تو بسی عیب شماران هستند سینه پر درد زتو کینه گذاران هستند داغ بر سینه زتو سینه فکاران هستند غرض اینست که در قصد تو یاران هستند باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری واقف کشتی خود باش که پایی نخوری گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت حاش لله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت آمیز کسان گوش کند دوست بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم سرم قربان آن دشمن که قلبی از وفا دارد پی نوشت: ۱-سلام..... ۲-اومیدوارم همه خوب و سلامت باشید... ۳- اگه چند وقته که نمیام پیشتون یا وقتی آپ میکنم خبر نمیدم ....شرمندم............. ۴- اگه از احوالات این بنده حقیر بپرسید.... میگم: یه نفسی هست که بیهوده میره و میاد... یه قلبی که کار میکنه و بازیچه دست همه میشه..... یه مغزی که چند وقته زیاد ازش کار نکشیدم و تو ریکاوریه!!! ۵-چند وقت پیش به دوستم گفتم چرا جوابها نمیاد...خسته شدم...گفت کامپیوتر سازمان سنجش داره کار میکنه...تو خسته شدی؟؟!! ۶- یه دعایی واستون میکنم....ایشالله هیچ وقت تو زندگی در انتظار نمونید ۷-راستی...میبینم تو ماه رمضونی تپل مپل شدید.... ۸- دیگه کاری ندارم......دلم از یکی گرفته بوم ... الان که اینا رو نوشتم باز شد ۹-دفعه دیگه بعد از جوابهای انتخاب رشته میام!!! من به یک پنجره می اندیشم..... وبه خورشید که از والی ما هجرت کرد...... من دلم میخواهد... دربهاران که شود سبز همه دشت ودمن که شود ساقه ی گلها پر گل که همه عاشق و معشوق سر اندر برهم میگیرند بوسه هایم برسانم به نسیم عشق را هدیه کنم در دستش و آنگه این را گویم: ای نسیم!! از طرف منزل یارم بگذر هدیه ام را برسان لحظه ی رویایی خواب لیک آنقدر آرام... که مبادا شرر عشق که در بوسه ی من پنهان است.... لب او سوزاند! من دلم میخواهد... بروم تا بر منزل گه دوست.... کیست گوید به همه خانه ی دوست کجاست؟! دوست دارم.... برگی از گل احساسم بر در خانه ی او آویزم وآنکه....از ناوک مژگان قلمی برگیرم خون دل جوهر دل سازم و... با فخر و غرور روی آن برگ بنویسم.... عاشق! خانه ی دوست همینجاست....بیا! تقدیم به کسی که پناه تنهایی هام شده!!! تا خدا هست که همیشه هست دل بدست غم و نا امیدی مسپار تا خدا هست و نمرده است که هرگز نمیمیرد در هیچ شرایطی خود را بیچاره مشمار ای آنکه گشاینده ی هر بنده تویی این عزت من بس که خداوند تویی آیا می دانی چرا خداوند شیطان را از درگاه خود راند و برای همیشه او را طرد کرد؟ «المراقبات ، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ، صفحه ی 38 از خدا چنان که شایسته ی اوست شرم کنید(امام علی(ع)) پی نوشت: 1-سلاااااااااااااااااااااااااااااام 2-خوب که هستید؟؟؟ در حال حاضر منم کمی تا قسمتی زنده ام و خوشحال 3-تا حالا شده روز امتحان صد بار به خودت لعنت بفرستی و بگی اکه 1 روز .. اصلا اگه 1 ساعت دیگه فرصت داشتم ... میترکوندم.. 20 میشدم(!) ........ تا حالا شده بخوای جبران کنی و فرصتی پیدا نشه؟ خوشحال باش شما رش معکوس داره شروع میشه......و دوباره رمضان 4- خیلی خوشحالم که دوباره ماه رمضان داره شروع میشه!!!! ایندفعه به خودم قول دادم که تو این ماه سعی کنم بزرگ بشم..... پس خدا خودت هوامو داشته باش!!! 5- امسال خیی ها از اینکه ماه رمضان توی تابستون افتاده ناراحتند 6- امروز یه بنده خدایی گفت : من رفتم تحقیق کردم .. میگن 30 روز واجب نیست.. همون 3 روز قدر کافیه منم بهش گفتم : آخه تو انقدر تنبلی که روزه نمیگیری .. حالا رفتی تحقیق هم کردی... آخه نمیخوای روزه بگیری .. بگو نمیگیرم و هزار جور انگ به دین نبند... به قول معروف: دین نداری ...آزاده باش 7- دیگه زیاد وققتون رو نمیگیرم... ولی بچه های خوبی باشید 8- برای منم خیلی دعا کنید 9- برمیگردم....... یارب! تو گناه من درویش ببخش عصیان مرا از کرم خویش ببخش دانم گنهم ز هر چه گویی بیش است اما نبود از کرمت بیش..... ببخش! ترک آزارم نکردی...ترک دیدارت کنم آتش اندازم به جانت بس که آزارت کنم قلب بیمارمرا بازیچه می پنداشتی؟؟ آنقدر قلبت بیازارم که بیمارت کنم من گلی بودم در این گلشن تو خارم کرده ای همچو خاری در میان گل رخان خارت کنم همچو دیوانگان در کوی و بازات کشم کهنه کالایت بخوانم بی خریدارت کنم! بعد از این لاف صفا ومهر با مردم مزن خلق را آگاه از طبع ریا کارت کنم ای سبکسر...دوست می داری سبکسرتر ز خویش؟؟! با خبر شهری از آن گفتار وکردارت کنم هر کجا گویم که هستی.... وین زبانبازی ز چیست؟؟!! تا ابد در بند تنهایی گرفتارت کنم.... سلاااااااااااااااام.... خوب هستید که؟؟؟!! انشاالله همیشه سالم و سلامت باشید اندر حکایت این زندگی باید بگویم که چنان مزخرف بودندی که سزد مردندی و ین نفس بیهوده را اندر جور و جفای روزگار پلید فراموش کردندی.....!!!!!!!!!!!!!!! خداییش خیلی زندگیم بیهوده شده!!! تازه معتاد این اینترنت هم شدم. به قول نن جونم_(الکی..منکه نن جون ندارم آخه واقعا مردن شرف داره به این زندگی راستی چند وقت پیش رفتیم یه همایش خیر سرمون چهارتا آدم باحال و با شعور ببینیم حالمون از هر چی همایش و آدم با شعوره بهم خورد هیچ... از هر چی نماینده مجلسه بدم اومد.....(اخه مهمون مثلا با شعور برنامه نماینده مجلس بود) در ضمن شعر بالا تقدیم به همه کسایی که ازشون بدم میاد حالا فعلا میرم...... اگه مردیم حلال کنید اگه نمردم هم شرمنده باید حالا حالا ها تحملم کنید حسن ختام: این محنتی که می کشم از تنگی قفس کفران نعمتی است که در باغ کرده ام دوستون دارم.... اما فقط ۲تا دونه!!!
قرار نبــود اینجوری شه یه هو بشی همه کســــم
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شــدم
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساسه عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم راعاشقانه هدیه کردم تو دریا باشو من جویبار عشقو در تو جاری
من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعله ی سوزنده که آتش
زده بر دامان پروانه نمیترسم.
من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها میترسم.
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
من از عمق رفاقتها من از لطف صداقتها من از بازیه نور در سینه ی بی قلبه
ظلمتها نمیترسم؛
می ترسم.
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم.
شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.
شايد در خواب
در نگاهم صادق باش
دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم
دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم
دیگر خودم برای خودم شام میپزم
دیگر خودم برای خودم هدیه میخرم
دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم
دیگر بلد شدم که بهانه نیاورم
اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس
این روزها من اسم کسی را نمیبرم
من شعر مینویسم و سیگار میکشم
تو دود میشوی و من از خواب میپرم
![]()
![]()
![]()
....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
..کاش... ولش کن ... دیگه نمیخوام درباره اش حرف بزنم.....میخوام دیگه به شاد بودن تظاهر کنم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتون دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
..... اینها دارایی من است...ارزانی شما!!!![]()
![]()
![]()
.![]()
![]()
چون فرمان خدا را برای سجده ی بر انسان اطاعت نکرد.
اما بی وفایی برخی آدمیان را بنگر که از خدا رو می گردانند و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می آویزند!!!
رسول خدا ( صل الله علیه و آله ) می فرماید : خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند
من به خاطر تو شیطان را طرد کردم ؛ امّا تو او را دوست خود گرفتی و به اطاعت او درآمدی؟؟؟!!![]()
![]()
![]()
.... تا چند روز دیگه این فرصت بهت داه میشه..... چند روز دیگه در آسمون باز میشه و ما بدها میتونیم قاطی خوب ها بریم بالا
.... به شرطه اینکه بخوایم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
.... ودنبال هزار جور بهانه و کلاه شرعی اند
.... ولی آدم که نمیتونه به خودش وخدای خودش دروغ بگه...میتونه؟؟؟![]()
![]()
و این ماه رو خوب به روحتون برسید و تپل مپلش کنید!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
.... راستی واسه پرسپولیس هم دعا کنید!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
....![]()
![]()
(ادبیاتم خیلی ضعیفه!!)![]()
... حالا قرار چند روز خودم رو ببندم به تخت برای ترک
....
) هر چیزی زیادیش بده بچه!!!!
... گفتیم به لیگ برتر هم شروع میشه ... هیجان
.. برد
....دیدم به تیم محبوبمون با دو تا مساوی زیبا
.... کلی واسه چند وقت شارژمون کرد.
...دستش درد نکنه!!!![]()
![]()
.... ![]()
از جمله:ص.م.ر
(این یه نفره ها!!!!)
... حلال نکردید هم زیاد مهم نیست یه 100 سال بیشتر که تو جهنم نمیمونم!!!!!
... تا پشیمون شید و بگید همون برو بمیر...ولی ایندفعه واسه اینکه لجتون رو در بیارم نمیمیرم
...... فکر کنم دارم چرت و پرت مینویسم.... ![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


